"کلمه Universe (به معنای جهان) که در زبان انگلیسی برای توصیف بی‌نهایت و فضای لایتناهی به کار می رود از دو جزء UNI به معنی یک و Verseبه معنی آواز ساخته شده است؛ جهان یعنی یک آواز. به تازگی دانشمندان علم ستاره‌شناسی، بعد از تحقیقات وسیع و طولانی، به این نتیجه رسیده‌اند که آفرینش نه با یک انفجار عظیم (به نام بیگ بنگ) که با نوایی آرام آغاز شده است.

"کلمه Universe (به معنای جهان) که در زبان انگلیسی برای توصیف بی‌نهایت و فضای لایتناهی به کار می رود از دو جزء UNI به معنی یک و Verseبه معنی آواز ساخته شده است؛ جهان یعنی یک آواز. به تازگی دانشمندان علم ستاره‌شناسی، بعد از تحقیقات وسیع و طولانی، به این نتیجه رسیده‌اند که آفرینش نه با یک انفجار عظیم (به نام بیگ بنگ) که با نوایی آرام آغاز شده است. نوایی که به تدریج منتشر شده و اکنون در تمام فضا جریان دارد. محققان در دانشگاه کمبریج نیز دریافته‌اند که خورشید کهکشان پرسیوس آوازی خاص و ریتمیک می‌خواند. (1) اصوات و نواها نه تنها در اعماق فضا، بلکه در مولکولها و اتمها نیز یافت شده‌اند. دکتر دیوید دیمر (2) زیست شناس و سزوان ژاندر (3) موسیقی دان، سراغ شگفت‌انگیزترین مولکول حیات یعنی DNA رفته‌اند. این ایده کهDNA و موسیقی ممکن است با یکدیگر مرتبط باشند برای اولین بار توسط دکتر سوسومواوهنو (4) مطرح شد. DNA نردبانی مارپیچ است که از یکسری رمز تکرار شونده تشکیل شده است. رمزهایی که با ترجمه بخش اندکی از آن، پروتئین‌ها و در نهایت موجودات زنده شکل می‌گیرند. DNA زبان رمز مشترک در بین تمامی موجودات زنده روی کره زمین می‌باشد، در آغاز حیات تاکنون، و راستی این زبان مشترک چه می‌گوید؟ 
دکتر دیمر و ژاندر، در طی آزمایشات علمی و با ثبت ارتعاشات مولکول DNA به وسیله اسپکترومتر مادون قرمز و تبدیل فرکانسها به نت موسیقی، سعی کردند این زبان مشترک را به صوت ترجمه کنند.(5) و حالا سؤال این است: آیا این اصوات و نتها، ملودیک و آهنگین هستند و یا DNA تنها مجموعه‌ای نامنظم و تصادفی از صدا و فرکانسهاست؟
آنها فرکانسهای DNA یک سلول را به نت ترجمه کرده و شروع به نواختن کردند. نتیجه شگفت���انگیز بود، یک موسیقی بسیار زیبا! 
ژاندر در این رابطه می‌گوید: «برخی از این ترکیبات فرکانسها، بسیار حیرت‌انگیز بودند. با شنیدن آنها من به موسیقی زندگی خودم گوش می‌دادم. 
بسیاری از افرادی که به موسیقی DNA گوش دادند، کاملاً هیپنوتیزم و مسحور شده‌اند و بسیاری دیگر نیز ساعتها گریسته‌اند. برخی دیگر اذعان کرده‌اند که این موسیقی نوایی از درون آنهاست و آنهایی که با موسیقی کلاسیک آشنایی داشتند به شباهت موسیقی DNA با آثار نوابغی چون باخ، برامز، شوپن و…اشاره کرده‌اند. 
دکتر اوهنو در این باره می نویسد: «ملودی های DNA با عظمت و الهام بخش می باشند. بسیاری از افرادی که برای اولین بار این موسیقی را می شنوند، شروع به گریه می کنند. آنها نمی توانند باور کنند که بدنشان – که تا حالا اعتقاد داشتند فقط تجمعی از مواد شیمیایی است – شامل چنین هارمونی های معنوی و الهام بخشی باشد. 
نه تنهامی توان باDNAموسیقی ساخت،بلکه حتی امکان معکوس کردن فرایندنیزممکن است.به بیان دیگرشما یک بخش از موسیقی را برداشته و نت ها را به واحدهای سازنده DNA (نوکلئوتیدها) برمی گردانید . در پایان نتیجه شبیه یک رشته از DNA می شود. اوهنو تلاش کرد تا با قطعه شوپن این کار را انجام دهد. در پایان نتیجه شبیه یک ژن سرطانی شد! 
دانشمندان از نتایج این یافته ها در تحقیقات پزشکی نیز استفاده کرده اند. اگر شما هم اهمیت دنبال کردن این آواها را بدانید ممکن است به این نتیجه برسید که با بررسی دی ان ای در تریلیون ها سلول بدن و دانستن نوسانات آنها شاید راهی برای بیش از پنج میلیون نفری که از سال 1990 مبتلا به سرطان تشخیص داده شده اند، پیدا شود. فابین مامن یک متخصص بیوانرژی است که با کمک هلن گریمال بیولوژیست و موسیقی دان، بیش از یک و نیم سال بر روی افکت های سلول های سرطانی در مرکز ملی فرانسه که یک مرکز معتبر تحقیقات اند است کار کرده اند. آنها به این نتیجه رسیده اند که سلول های بافت های سرطانی صداهای مغشوش و ناهنجاری تولید می کنند. 
و علاوه بر این در آزمایشات بسیاری ثابت شد که قرار گرفتن سلول های سرطانی در معرض صداها و امواج صوتی، تغییراتی اساسی در آنها ایجاد می کند، صداهایی که آوادرمانی را به عنوان یک پتانسیل قوی درمانی برای این نوع بیماری ها و موارد بسیار دیگری مطرح می کند. مامن همچنین تحقیقاتی را بر روی دو بیمار مبتلا به سرطان سینه دنبال کرده است. هر خانم به مدت سه ساعت در روز در طول دوره یک ماهه تحت آوادرمانی (موسیقی درمانی) قرار گرفتند. پس از اتمام دوره درمان، تومور یکی از آنها کاملا ناپدید شد، اما بیمار دوم مجبور شد تومور را جراحی کند. جراح او گزارش می دهد که اندازه تومور کاملا کوچک شده بود و تا حد بسیار زیادی هم تحلیل رفته بود. 
ازاین یافته ها به این نتیجه می رسیم که وقتی اندام هایمان بصورت هماهنگ آوازمی خوانندماسلامت هستیم ووقتی که آنها خارج از تنظیمشان آواز می خوانند ما احساس بیماری می کنیم. 

و این داستان شگفت‌انگیزتر می‌شود اگر بدانیم که تمام سلول های بدن یک موجود زنده، دارای یک نوع DNA منحصر به فرد هستند و DNA هر موجود (با وجود زبان و ساختار مشترک)، با DNA دیگری متفاوت است و این بدین معناست که در هر موجود زنده آهنگی ویژه نوشته شده است و در تمام هستی، همه مشغول نواختن آهنگی منحصر‌‌به‌فرد هستند."


کاربرد موسیقی دردرمان بیماران پیر
      ازآنجایی که موسیقی لذت بخشی اززندگی غالب مردم را تشکیل می دهد،موسیقی درمانی می تواند روش بسیارمؤثری درایجاد ارتباط با پیران باشد (تانروابراینت،1980). بسیاری ازفعالیتهای موزیکی می تواند درافزایش وحفظ جنبه های مختلف جسمی ،روانی ویا عاطفی -اجتماعی پیران مورد استفاده قرارگیرد (برایت ،1972و1981؛پالمر،1977). به علاوه «موسیقی می تواند درفراهم کردن تحریکات حسی وذهنی مفید درکیفیت زندگی مورد استفاده قرارگیرد»(گیبونز،1985،ص.51).
     بسیاری ازپیران درزمینه ی تقویت کارکد جسمی نیازهایی دارند. این نیازها ممکن است شامل تقویت حرکاتی درمفاصل مختلف ،افزایش توان وتحمل بدنی وتقویت قدرت ماهیچه ها بعد ازشکستگی یا بیماری باشد. با موسیقی درمانی می توان راههاییی سرگرم کننده ولذت بخش برای رسیدن به این گونه اهداف تقویتی پیدا کرد. به عنوان مثال با موسیقی همراه با تمرینات وروشهای روزانه می توان احساس دردی را که غالبا ً تؤام با این ورزشهاست ازذهن دورساخته ویا انگیزه ومحرک لازم را برای شرکت درانجام این قبیل ورزشها وفعالیتهای حرکتی فراهم کرد (برایت ،1972و1981؛پالمر،1977). دست زدن نشاط انگیزوموسیقی ریتمیک می تواند ورم مفاصل انگستان را صاف کند(پالمر،1977؛تانروابراینت،1980). فعالیتهایی چون رقص ویا رژه می تواند احساس اطمینان ،شادی واحساس امنیت درانجام حرکات مستقل را برای بیماران پیرسرپایی بهبود بخشد. برای پیران غیرسرپایی (بستری ) فعالیتهای مانند ضربه زدن ویا کوبیدن همراه با موسیقی باعث خم شدن وکشش اعضای بدن شده که درتنظیم جریان خون،تقویت ماهیچه ها وتوان بدنی برای کارها مؤثراست. پالمر(1977)خاطرنشان می سازد که گرچه بسیاری اربیماران پیربرای شرکت درفعالیتهای حرکتی احتیاج به کمک درمانگردارنداما «شنیدن صداهای پولکا ویا مارش می تواند موجب شرکت وهمکاری آنها درفعالیت شود؛حتی هنگامی که درد دارند»(ص.104).
     نواختن سازهای ریتمیک وسازهای تفریحی درارکسترریتم وارکستررستوران نوعی دیگرازفعالیتهای موزیکی است که می تواند درافزایش یا حفظ دامنه ی حرکت آنها مورد استفاده قرارمی گیرد. اگرزمان همکاری به تدریج افزایش یابد،تحمل آنها نیزتدریجا ً افزایش می یابد (پالمر،1977). به علاوه چنانچه انتخاب سازدقیق ومتناسب با نیازهای جسمی سالمندان باشد،برنامه های موسیقی درمانی می تواند درافزایش قدرت دست زدن ویا توان حرکات دست وبازوی بیمارانی که شکستگی دارند مورد استفاده قرارمی گیرد (کنفرانسیسکا ،1985). رهبری گروه موزیکی نیزمی تواند منافع زیادی داشته باشد ازجمله باعث به کارافتادن وتقویت ماهیچه های شانه وبازو،تسکین تنش وتقویت هماهنگی بدنی شود. به علاوه فردی که رهبری گروه را به عهده می گیرد منافع روانی وعاطفی -اجتماعی کسب می کند،اعتماد به نفس اوفزایش یافته وقدرت اوتقویت می شود (تانروابراینت ،1980).
     فعالیتهای موزیکی می تواند دربهبود وحفظ عملکردهای روانی بیماران پیرنقش مهمی ایفا کند. می توان ازموسیقی به عنوان فعالیت لذت بخش اوقات فراغت استفاده کرد وآن را به عنوان فرمی ازبارزی بزرگسالان درنظرگرفت ،«به نظرمی رسد بازی برای حفظ سلانت روانی ضروری باشد»(تانروابراینت،1980،ص.30). یادگیری مهارتهای جدید حاصل ازمطالعه ی صدا یا آموختن سازمی تواند به تحریک ونگهداری تواناییهای ذهنی کمک کند(گیبونز،1985؛گولد،1982؛هورنینگ،1982). علاوه براین حافظه ،یادگیری وارتباط کلامی خود انگیزدربیماران ازطریق فعالیتهای چون تمرین سرود قبل ازسرائیدن ،آموختن اشعاراهنگهای جدید ،تکمیل کردن عبارات ناقص درآهنگ توسط بیماران ،بحث پیران اشعارآوازیا موضوعات درون آوازها می تواند تحریک شود(پالمر،1977؛اسکالنگ،1984).
     برای پیرانی که دچارآشفتگی فکری هستند موسیقی می تواند وسیله ی اساسی توجیه واقعیت باشد. ریگلر(1980)دریافت بیماران پیرکه دربرنامه های توجیه واقعیت ازطریق موسیقی شرکت می کنند ازنظرواقعیت گرایی وعملکرد رفتاری تقویت می شوند. آنها وقتی که دراین برنامه ها بدون موسیقی شرکت می کنند ازنظرواقعیت گرایی وعنلکرد رفتاری تقویت می شوند. آنها وقتی که دراین برنامه ها بدون وجود موسیقی شرکت می کنند چنین پیشرفتی را درهمان مدت نشان نمی دهند. برنامه های موزیکی توجیه واقعیت شامل فعالیتهایی چون«گوش کردن وبحث کردن پیرامون زمان ومکان موسیقی نوشته شده وآوازخواندن ونواختن سازهای ریتمیک همراه با آوازهایی است که اسامی ،تاریخ ،شماره ،روزوسال را بیان می کند»(ص.30). همچنین فعالیتهای موزیکی می تواند به عنوان بخش حیاتی خاطرات گروهها مورد استفاده قرارگیرد (کاراس،1985)وبه عنوان ابزاررفتارهای تصمیم دربیماران پیرمورد استفاده قرارگیرد(کمپر،1982). به علاوه تکنیک درمانی آوازهای ملودیک می تواند با گفتارترکیب شود وبه پیران زبان پریش کمک تا مهارتهای کلامی خود را بهبود بخشند (آلبرت ، اسپارکز و هلمز ، 1973 ؛ برایت ، 1981 و ...)
همچنین فعالیتهای موزیکی در پیران فواید عاطفی - اجتماعی زیادی دارد.شرکت موفقیت آمیز آنها در فعالیتهای موزیکی ، آموختن مهارتهای جدید و کسب فرصتهای لازم در جهت انتخاب و تصمیم همه تجارتی هستند که در برگرداندن احترام و بزرگی و تقویت اعتماد به نفس می تواند کمک کند (کمپر، 1982 ؛ پالمر ، 1977).تک نوازریهای و یا عضویت در گروه موسیقی نیز می تواند با به وجود آوردن فرتهایی برای شناخته شدن آنها از سوی دیگران ، احساس ارزش شخصی آنها را تقویت کند (کلاسمن ، 1983 ؛ گولد ، 1982 ؛ هورنینگ ، 1982 ؛ پامر ؛ 1977).نوشتن آواز می تواند برای هوشیاری ذهنی آنها مفید باشد و همچنین باعث شود تا بیمارانی که ناتوانی جسمی دارند شرایط و محدودیتهای خود را بپذیرند.به عنوان مثال پالمر (1977) موقعیتی را شرح می دهد که نوشت آواز داستانی به بیماران ناراضی که ارتباط برقرار نمی کند فرصت می دهد (در هنگام اجرای برنامه و بیان شایتهایشان با یکدیگر ارتباط برقرار کنند)(ص.196).فعالیتهای موسیقی درمانی مانند بحث و گفتگو پیرامون اشعار آهنگها و مسافرتها و گردشهای موزیکی می تواند مرور وقایع زندگی آنها را آسان سازد (برایت ، 1981 ؛ کلمن ، 1986)
ملاحظات ویژه
     پورتیلو (1978) مشاهده کرد درمانگرانی که بیماران پیرکار می کنند ، اگر آگاه باشند که پیران از وابستگی ترس دارند ، موفقیت بیشتری تصیبشان می شود.همچنین ظرفیتهای مختلف حسی و حرکتی آنها در پاسخهایشان تأثیر دارد.به خاطر محدودیتهای جسمی بسیاری از پیران در انجام فواصل کوچک یا جملات ریتمیک پیچیده مشکل دارند.چنانچه موزیک تراپیست موزیکی را انتخاب کند که تغییرات آن در بلندی و کوتاهی صدا و زمان ، علامت گذاری شده باشد و الگوهای ریتمیک ساده ای در آن به کار رفته باشد ، موفقیت بیماران بیشتر خواهد بود (گیبونز ، 1983).ممکن است پیرانی که مشکل بینایی دارند به لغات برجسته و بزرگ احتیاج داشته باشند.همچنین روشنایی و صدای خوب تأثیر موسیقی را در بیماران پیر تقویت می کند (نویکی و ترویزان ، 1978).به علاوه چون دامنه ی کلامی اکثر بیماران محدود است بسیاری از کلمات آوازها اگر قابلیت جابه جایی داشته باشند راحت تر و با موفقیت بیشتری مورد استفاده ی بیماران پیر قرار می گیرد.(گرین والد و سالزبرگ ، 1979).همچنین قدرانی کردن از سالمندان با اشاره به نامشان ، تشکر از همکاریهایشان با گروه و تماس جسمی (مانند دست دادن و در آغوش گرفتن) جنبه های مهمی در ایجاد ارتباط درمانی با آنها است.این اعمال موجب تجدید حس بزرگی و احترام و افزایش احساس ارزش شخصی در بمیاران می شود (پامر ، 1977).
     مهم است به خاطر بسپاریم که موسیقی در مورد علاقه ی پیران مانند دیگر اقشار مردم دامنه ی وسیعی دارد (گیبونز ، 1985).سالمندان تنها به موسیقی مذهبی و موزیکهای مشهور گذشته علاقه ندارد.علاقه ی آنها متناسب با سنشان تغییر می کند.معمولاً افراد مسن به آهنگهای معروفی که در دوران جوانی حوالی سنین هجده تا بیست و پنج سالگی گوش می دادند ، علاقه نشان می دهند (گیبونز ، 1977).همچنین باید خاطرنشان ساخت که افراد مسن موسیقی محرک را به موسیقی آرامبخش ترجیح می دهند و برای کیفیت تجربیات امتیاز زیادی قایل می شوند (گهبونز ، 1985 و 1977).بلاخره باید به خاطر داشت چه پیرانی که در اجتماع به سر می برند و چه آنهایی که در مؤسسات زندگی می کنند مناسب با شرایطی سنی خود ظرفیت پیشرفت در موسیقی را دارند (گیبونز ، 1983 و 1985 ؛ کلمن 1986)

کاربرد موسیقی دردرمان اختلالات رفتاری وبیماریها ی روانی بزرگسالان
      موسیقی با نظم وساختارذاتی ،نیروی ارتباط غیرشفاهی ورغبت ملایمی که دارد(گاستن ،1960؛سیرز،1968)می تواند به عنوان ابزارامنی درایجاد درک واقعیت وارتباط غیرکلامی برای ارتباط با بیماران شدید روانی مورد استفاده قرار گیرد. فعالیتهای تجربی موزیکی مثل آوازخواندن ،نواختن ساز،انتخاب نوارهایی برای شنیدن وحرکت با موسیقی ،درک وضعیت زمان ومکان رابه وجود می آورد ودقت بیماران وتوجه لحظه به لحظه ی آنها را ایجاب می کند. فعالیتهای سازی وفعالیتهای حرکتی موزیکال می تواند به تقویت مهارتهای حرکتی ،افزایش احساس هوشیاری ،تقویت پیروی ازدستورات ،یادگیری ارتباط غیرکلامی با دیگران آموختن همکاری سازبه طورجمعی وپیوستن به دیگران رقص یا حرکات گروهی موزیکال مثالهای ازفعالیتهای غیرکلامی موزیکی هستند که می توانند به بیماران کمک کنند تا با دیگران همکاری وارتباط برقرار کنند. نودیکی وترویزان (1980) نوشته که :«موسیقی درمانی فی البداهه نوعی درمان غیرشفاهی است که بیان خلاق نقطه ی تمرکزاصلی آن است»(ص.135) که می توان وسیله ی بسیارموفقی برای شروع تماس با بیماران روانی شدید باشد (بعضی ازتکنیکهای موسیقی درمانی فی البداهه درفصل هفت توضیح داده شده است). به علاوه ازآهنگهای مخصوص می توان درایجاد وتقویت خودآگاهی ،درک واقعیت والگوهای رفتاری مناسب اجتماعی بیمارانی که ازروان پریشی رنج می برند استفاده کرد(ولفگرام ،1978،1980).
     اشخاصی که بیماریهای روانی یا اختلالات رفتاری خفیف تری دارند،برای کاهش نگرانیها وفشارها وافزایش احساس ارزش شخصی احتیاج به یادگیری راههایی دارند که ازطریق آن احساسات خود رابه طورمناسب ودرست ابراز کنند وپرخاشگری وتحریکات آنی مخرب خود را کنترل ومهارتهای ارتباطی شفاهی وهمکاریهای اجتماعی خود را تقویت کنند. فعالیتهای چون تمرین سبک سازی با موسیقی می تواند احساس فشاروروشهای موسیقی می توان درسبک سازی واحساس تندرستی استفاده کرد (بنی ،1978؛پیچ،1984). فعالیتهای سازی فی البداهه وفعالیتهای حرکتی موزیکال ،روشهای دیگری هستند که ازآن می توان برای کاهش ونگرانی که غالبا ً درموفقیتهای گروهی پیش می آید استفاده کرد (مورگان ،1975؛ولفگرام ،1978). تجربه های شرکت موفقیت آمیزدرفعالیتهای موزیکی با دیگران ویادگیری نواختن سازمی تواند احساس ارزش شخصی بیماران رابسیارتقویت کند(کاسینی ،1976؛لیم،1974؛میچل،1976؛مورگان،1975). فعالیتهایی نظیربحث درمورد موسیقی یا اشعارآوازها ونوشتن آوازمی تواند همانند سازی مناسب ،ابرازاحساسات ،ایجاد فرصتهایی برای تصمیم گیری وتحرک عملکرد شناختی را آسان سازد(دیکنزوشارپ ،1970؛فیکن،1976؛ولفگرام،1978و1980).
     برای این که بیماران بتوانند همکاری موفقیت آمیزدربرنامه های دسته جمعی یا کارهایی مثل نوشتن آوازهای گروهی داشته باشند،لازم است تحریکهای آنی خود را کنترل کرده ویادبگیرند تا با دیگراعضای گروه هکاری نمایند. نتیجتا ً ازاین گونه فعالیتهای موزیکی می توان درپرورش احساس همبستگی گروهی ،افزایش حس پذیرش همسالان ، ایجاد وتقویت ارتباط وروابط متقابل مناسب استفاده کرد (برتین فیلد ات آل،1979؛کاسیتی ،1976؛کوپر،1985؛فیکن ،1976؛مورگان،1975؛ولفگرام،1978و1980).
     هدسل (1974)می نویسد ،ارزش دیگرجلسات موسیقی درمانی این است که می تواند به بیماران مهارتها وتواناییهایی رابیاموزند تا درمحیط عادی ازآن استفاده کنند. به عنوان مثال میچل (1976)گزارش می دهد که گروهی ازمردان که درزندان ازاعضای پرطرفتار«کمبو»بودند،وقتی اززندان آزاد شدند به صورت یک گروه تجارتی به نواختن موسیقی ادامه دادند.
   ملاحظات ویژه
     موزیک تراپیستهایی که با بیماران بزرگسالان دارای اختلالات رفتاری وروانی کارمی کنند چند مسئولیت دارند که شامل موارد زیراست (ولفگرام ،1978):(1) به وجودآمدن یک محیط گرم وامن که موجب تقویت احساس ارزش شخصی وانگیزه ازطریق تأکید برتجربیات موفقیت آمیزشود،(2)مشخص کردن انتظارات ومحدودیتهایی برای رفتارهای مناسب گروهی لازم است ،(3)راهنمایی ویادآوری توجه بیماربه سمت وظیفه (کار) موجود،(4)آگاه شدن ازپاسخهای خود واهمیت رفتارمتقابل و(5)درک وتوجه دادن به آنها به عنوان این که فرد بزرگسالی هستند.

کاربرد موسیقی دردرمان مشکلات رفتاری وعاطفی کودکان وجوانان
     ازآنجایی که ارتباط موزیکی ازانواع ارتباط غیر کلامی است (گاستون ،1968)،موسیقی می تواند وسیله ای مؤثربرای ایجاد تماس اولیه با بیمارانی که ازنظرعاطفی آسیب دیده یا دچارمشکلات رفتاری هستند باشد. فعالیتهای مربوط به نواختن ساز،حرکت با موسیقی وساختن آهنگ به آنها این امکان را می دهد که بتوانند احساسات خود را ابرازکنند وانگیزه های نامطلوب را به رفتارهای قابل قبول اجتماعی تبدیل سارند.«موسیقی می تواند آدمی را به سمتی سوق دهد که مؤثرترین واسطه ی ارتباطی بین درمانگرودرمانجووهمسالانشان باشد» (گاستون ،1968bص.174).
     ریتم ،ساختارونظم موسیقی ارتباط با واقعیت را به وجود می آورد (سیرز،1968)که می تواند عامل مهمی درایجاد ارتباط با واقعیت با بیماران روانی شدید باشد. کشش ورغبت ملایمی برای فعالیت گروهی که درذات موسیقی است (گاستون،1968) می تواند افراد خجالتی وگوشه گیررا به ارتباط با دیگران تحریک کند. فعالیتهای گروهی موزیکال ورقص برای توسعه ی همکاریها وارتباطهای غیرکلامی مؤثراست. خواندن دسته جمعی ،گفتگوپیرامون موسیقی وسرودن آهنگ درتسهیل ابرازبیان وروابط کلامی مورد استفاده قرارمی گیرد. تقویت مهارتهای تقلیدی وافزایش انجام وظایف رفتاری غالبا ً نتیجه ی جنبی فعالیتهای سازی گروهی ،فعالیت حرکتی وخواندن است. شرکت موفقیت آمیزدرگروههای موزیکی وکسب مهارتهای سازی نیزانگیزه ی احترام به خود را تقویت کرده ومنجربه اعتماد به نفس قوی می شود.
تحقیقات ومطالعات متعددی نشان می دهد که ازروشهای مختلف موسیقی درمانی درمورد کودکان وبزرگسالانی که دچارآشفتگیهای عاطفی واختلالات رفتاری هستند استفاده می شود. موسیقی ضبط شده می تواند به عنوان تقویت کننده ای درافزایش رفتارهای مقبول اجتماعی ونیل به انجام وظایف محوله وکاهش رفتارنامطلوب کودکان پرچنبش عمل کند(ریدرآل ،1975؛اسکات،1970؛ویلسون  ،1968). موسیقی متن انتخاب شده اگربه تنهایی (میچل ،1966) یا تؤام با بازی درمانی (کودک ،1969) استفاده شود می تواند اضطراب کودکان روان پریش را کاهش دهد. شرکت دردرسهای خصوصی موسیقی ،ریتم وگروهای کروکنسرتها وشوهای مختلف می تواند احساس ارزش شخصی را ایجاد وتقویت کند (میچل ،1971؛میچل وفارل،1973؛وارزمن ،1972). درسهای خصوصی موسیقی می تواند درافزایش توان دستیابی به اکتسابات تحصیلی ورفتارهای اجتماعی مناسب مؤثرباشد(میچل ،1971؛فارل ومیچل،1973). به علاوه خواندن ،فعالیتهای سازی وگروههای پویای کلامی ،می تواند به کودکان وبزرگسالانی که ازنظرعاطفی آسیب دیده اند درزمینه های زیرکمک کند:(1)دستیابی به خود شناسی بیشترفردی وگروهی ،(2)بهبود قابلیتهای ارتباطی ،(3)تجربه وبروزمناسب هیجان و(4)افزایش همکاری با دیگران (وازرمن،1972؛وربنر،1966).
     تکنیکهای موفقیت آمیزموسیقی درمانی برای سطوح آموزش ودرمان کودکان وبزرگسالان دچاراختلالات شدید رفتاری وعاطفی به وجود آمده است. به عنوان مثال فعالیتها وتجربیات موسیقی درمانی دردرجات مختلفی ازدوره های پیشرفته ی درمانی ترتیب یافته است (گراهام ،1975؛ودات آل،1974). درموسیقی درمانی تکاملی (.D.M.T) برای کودکان دچاراختلالات عاطفی ورفتاری شدید فعالیتهای موزیکی اختصاصی برنامه ریزی شده ای ایجاد شده تا بتوانند تجاربی را درزمینه های رفتاری ،تقویت ارتباط ،رفتاراجتماعی ومهارتهای تحصیلی یاد بگیرند .
     برای درمان وآموزش کودکان وبزرگسالان دچاراختلالات رفتاری شدید ازروشهای تعدیل رفتاری وکنترل نزدیک ازطریق سطوح سیستم نیزاستفاده می شود (مدرسه ی موسیقی کلولند،بخش موسیقی درمانی ،1985؛پرستی ،1984). اهداف رفتارپی درپی شکل می گیرند ،با استفاده ازفعالیتهای برنامه ریزی شده ی موزیکی توجه وهماهنگی ورفتارهای مطلوب تحریک می شوند وجریا��های تداخلی تقویت می گردند. برای هرسطح ،انتظارات رفتاری ،تقویت وپیامدها مشخص شده است وبه بیماران درانتخاب رفتارهایشان مسئولیت داده می شود. بیماران با پیشرفت درهرسطحی می آورند که مهارتهای پیدا کنند،مهارت خود را حفظ کنند ورفتارهای مطلوب را تعمیم دهند. همچنین آنها تشویق می شوند«تا ارزش کوششهای به کاررفته ونتایج به دست آمده را درک کنند وبرای دستیابی به اهدافی که روابط اجتماعی آنها را تقویت می کند تلاش کنند » (مدرسه ی موسیقی کلوند ،بخش موسیقی درمانی ،1985،ص.3).
     برخی ازموزیک تراپیستها پی برده اند که موسیقی می تواند وسیله ای مؤثردرجهت برقراری ارتباط با کودکان اتیستیک باشد. موسیقی ازجنبه های محیطی است که بچه های اتیستیک با علاقه ی ورغبت به آن توجه نشان می دهند (دی مییر،1974). فعالیتهای موزیکی غالبا ً تقویت کننده ی مؤثری درایجاد جوابهای متقابل وآگاهانه ی کودکان اتیستیک است،مانند تکلم وپاسخهای شفاهی متقابل ؛(کلاستلانووویلسون،1970؛واتسون ،1979) وتماس چشمی ،آگاهی محیطی ورفتارهای مناسب اجتماعی را افزایش می دهد (مالبرگ،1973؛ساپرستون،1973؛استیونزوکلارک،1969). فعالیتهای غیرکلامی سازی اکتشافی وفی البداهه وفعالیتهای تقلیدی ریتمیک که موفقیت زیاد وخواسته های کمی به همراه دارد،مؤثرترین عامل درمراحل آغازین موسیقی درمانی کودکان اتیستیک به نظرمی رسد]الوین،1978؛نلسون،اندرسون وگنزالس،1984). درطی سطوح متوسط وپیچیده ترموسیقی درمانی ،موزیک تراپیست می تواند فعالیتهایی را انتخاب کند که با ایجاد ارتباط موزیکال وهمکاری با یکدیگرنیازبیشتری برای توجه وپاسخ ازجانب کودکان فراهم کند(تاوت،1984). هولندروجرسی (1974) همچنین به این نکته پی برده اند که فعالیتهای موزیکی ارف می تواند دردرمان بچه های ارتیستیک بسیارمؤثرباشد.
     بالاخره ازفعالیتهای می توان جهت رسیدن به هدفهای درمانی بزرگسالان ناسازگاراستفاده کرد. تشکیل گروههایی مثل گروه کرمی تواند درتقویت اعتماد به نفس وتوانایی رهبری،تقویت خود توصیفی ،فراهم کردن فرصتهایی برای تصمیم گیری گروهی وکمک به تسهیل سازگاری درمدرسه وارتباط استفاده شود. (راگلند واپری 1974). نوشتن آوازمی تواند وسیله ای درجهت رشد همبستگی وهمکاری گروهی است (فیکن،1976). فعالیتهایی مثل گفتگوهای گروهی درمورد حالات وهیجانهای موجود درآوازها ،داستانهای موزیکال وهمچنین نقاشی کردن ازاحساسات حاصله ازموسیقی می تواند ارزش درمانی داشته باشد. هندرسون (1983)دریافت که پس ازشرکت درجلسات موسیقی درمانی که این گونه فعالیتها درآن به کارگرفته شده باشد،بیماران روانی توانایی بیشتری درتشخیص درست حالات وعواطف به دست می آورند و با اظهاروابرازاحساساتشان با کلمات جمعی (مثل «ما»به جای «من»)همبستگی گروهی بیشتری ازخود نشان می دهند.
     راهنماییهای ملموسی که درموسیقی مشهورآمریکا وجود دارد فعالیتهای موزیکی مانند آوازخواندن وهدیه آوازها به مردم ،انتخاب آوازبرای توصیف مردم وانتخاب آوازبرای بیان احساسات می تواند به طورمؤثری خودفهمی جوانان بزهکاررا تقویت کند وباعث شود تا احساس بدگمانی وطغیان آنها کاهش یابد.
   ملاحظات ویژه
     معلمین ودرمانگرانی که با کودکان وجوانان دچاراختلالات رفتاری وآشفتگیهای عاطفی کارمی کنند باید گرفتاریهای اجتماعی ومشکلات روانی گروههای مختلف را به خوبی درنظربگیرند(نوسرا،1979). همچنین توصیه می شود ازوضعیت سلامتی ،وضعیت خانوادگی ویا مشکلات عاطفی هریک ازبیماران آگاه باشند،زیرا این عوامل می تواند برروی رفتارودریافتهای آنها تأثیرگذارد. تجارب موفقیت آمیزوروشن وانتظارات ثابت برای بعضی ازآنها اهمیت زیادی دارد. تشویق مهم است،اما باید درست وواقعی باشد. دقیقا ً درآن کاری که خوب عمل کردند تشویق شوند واین که چطورمی توانند آن را بهترکنند. همچنین مهم است که مهلمین ودرمان کنندگان مدلهایی ازرفتارهای مطلوب بین فردی واجتماعی را برای آنها فراهم کنند(نوسرا،1979؛پل،1982). «درکنارآموختن مهارتهای تحصیلی ،حرکتی ،اجتماعی وغیره لازم است کودکان نمونه هایی ازمحبت ودوستی ،تفریح ،صلح ،شکیبایی ،مهربانی،خوبی ،وفاداری ،صداقت،نجابت وخودکنترلی رایاد بگیرند وببینند»(پل،1982،ص.71).

روانشناسی موسیقی1
حتما شنیده‌اید که بعضی‌ها می‌گویند راک گوش نکنید چون خشن می‌شوید! تاکنون تحقیقات بی‌شماری در مورد رابطه خشونت و برخی موسیقی‌ها به انجام رسیده است. طبق این تحقیقات موسیقی راک، رپ وتکنو معمولا متهم می‌شوند که سبب بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در نوجوانان هستند. اما به گفته محققان آمریکایی آنچه که سبب بروز خشونت در پی گوش دادن به برخی موسیقی‌ها می‌شود، آهنگ نیست بلکه بار معنایی کلمات استفاده شده است. بار منفی کلمات گاهی می‌تواند سبب افزایش احساسات منفی و رفتارهای خشونت‌آمیز شود. کلمات حتی می‌تواند بر نوع نگاه به جامعه نیز تاثیر بگذارد. این موضوع به ویژه وقتی در یک موسیقی از کلمات رکیک استفاده می‌شود، پررنگ‌‌تر است...

در سال 2003 تحقیقات وسیعی در آمریکا انجام شد که رابطه میان هر نوع شخصیت و تمایل آن به گوش دادن به نوعی موسیقی را روشن می‌کرد. در این تحقیق پژوهشگران 3500 دانشجو را زیر نظر گرفتند و آنها را برحسب علاقه‌شان به نوعی موسیقی به 4 دسته تقسیم کردند:

 1 موسیقی کلاسیک، جاز، بلوز و فولک

علاقه‌مندان به این دسته موسیقی‌ها انسان‌هایی باهوش، از نظر سیاسی آزاد و به دنبال تجربیات تازه‌اند.

 2 موسیقی راک، آلترناتیو و هوی‌متال

علاقه‌مندان به این موسیقی، کنجکاو، باهوش، فعال از نظر فیزیکی و بدون علاقه به مسایل سیاسی‌اند.
3 موسیقی پاپ، موسیقی ملایم و موزیک فیلم‌ها

علاقه‌مندان به این موسیقی خیلی کنجکاو نیستند. بیشتر جنبه احتیاط را می‌گیرند و در سیاست محافظه‌کارند.
4 موسیقی رپ، سول و فانک

علاقه‌مندان به این نوع از موسیقی‌ها از نظر اجتماعی باز هستند و روابط عمومی خوبی دارند. دلنشین‌ هستند و به دنبال ریاست نیستند.
البته باید به این نکته توجه داشت که نتایج این تحقیق به این معنی نیست که شخصیت همیشه تحت تاثیر موسیقی است یا برعکس. لازم است بدانید مردم به دو دسته تقسیم می‌شوند: گروهی که این فرمول برای آنها صادق است و گروهی که بیشتر نوجوانان در آن جای می‌گیرند و از موسیقی به عنوان یک ویترین و وسیله استفاده می‌کنند و توسط آن می‌خواهند خود را آن گونه که می‌خواهند باشند به مردم نشان دهند.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه