سوال اول این بود : مفهوم بیماری اعتیاد برای من چیست ؟ چندین درک مختلف از چندین دوست بهبودی رو اینجا نقل می کنم تا ببینید درک هر کس چقدر متفاوته و زیبایی سوال اینه که ازم می خواد درک خودم رو بنویسم ...

سوال اول این بود : مفهوم بیماری اعتیاد برای من چیست ؟

چندین درک مختلف از چندین دوست بهبودی رو اینجا نقل می کنم تا ببینید درک هر کس چقدر متفاوته و زیبایی سوال اینه که ازم می خواد درک خودم رو بنویسم ...

گمنام :

1- مفهوم بیماری اعتیاد چیست؟ یک نیروی مخرب و قدرتمند زیرک و مکار که در تمام زمینه های زندگی ام تاثیرات منفی دارد در درونم به جای یک شخص لااقل دو نفر زندگی میکنند کاراکتر بیماری خواهان ناامیدی و شکست من بوده و به مجرد فعالیت مرا از مسیر طبیعی و روحانی دور نموده و دچار افکار وسوسه آلود و رفتارهای اجباری مینماید وقتی بیماری ام فعال میشود دچار عادات عجیب و خودمحورانه شده نواقصم به شدت فعال میگردد و به پوچی و خلاء دچار میشوم بطور مثال برای من حالات و احساساتم به هم میریزد تعادلم بهم میخورد قابلیت پذیرش خودراازدست میدهم  نسبت به دنیا و مردمان و زندگی بیتفاوت میشوم و تمام انگیزه ها و روحیه ام را از دست میدهم دچار سوالات و سوء تعبیرات راجع به خلقت و یکسری سوالها چراها و اما و اگرها شده و سلامتی عقلم را ازدست داده افراطی یا تفریطی میشوم خودم را محاکمه و سرزنش نموده و مقایسه میکنم نارضایتی به سراغم می آید و دست آخر خودمشغولی بسراغم می آید.

****

یک نیروی مخرب و قدرتمند زیرک و مکار که در تمام زمینه های زندگی ام   تاثیرات منفی دارد در درونم به جای یک شخص لااقل دو نفر زندگی میکنند   کاراکتر بیماری خواهان ناامیدی و شکست من بوده و به مجرد فعالیت مرا از   مسیر طبیعی و روحانی دور نموده و دچار افکار وسوسه آلود و رفتارهای اجباری   مینماید وقتی بیماری ام فعال میشود دچار عادات عجیب و خودمحورانه شده   نواقصم به شدت فعال میگردد و به پوچی و خلاء دچار میشوم بطور مثال برای من   حالات و احساساتم به هم میریزد تعادلم بهم میخورد قابلیت پذیرش خودراازدست   میدهم  نسبت به دنیا و مردمان و زندگی بیتفاوت میشوم و تمام انگیزه ها و   روحیه ام را از دست میدهم دچار سوالات و سوء تعبیرات راجع به خلقت و یکسری   سوالها چراها و اما و اگرها شده و سلامتی عقلم را ازدست داده افراطی یا   تفریطی میشوم خودم را محاکمه و سرزنش نموده و مقایسه میکنم نارضایتی به   سراغم می آید و دست آخر خودمشغولی بسراغم می آید

****

(اصل بیماری خلا روحی است)

بیماری اعتیاد یک ناهنجاری فردی است که جسم-فکر-احساسات-عواطف-ارزش ها-روابط فردی و خانوادگی-اجتماعی -معنوی و روحانی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.یک بیماری روحانی است که مختل شدن ازادی فردی مهمترین علامت ان است.بیماری اعتیاد نیرویی است که مرا به تکرار عادت ها سوق می دهد. جادوگری است که به اشکال مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد و به شیوه هاو رنگ ها و اشکال مختلف خود را نشان می دهد . زیر بنای بیماری اعتیاد مثلث خود محوری است :1-رنجش2-ترس3-عصبانیت وان چیزی که باعث شد بترسیم برنجیم و مصرف کنیم(مصرف و استفاده از نواقص)بیماری اعتیاد همان نیمه تاریک وجودمان است بیماری اعتیاد نگذاشته ما از رشد روحانی-احساسی و فکری بهره مند شویم وتنها رشد فیزیکی کرده ایم . بیماری اعتیاد یک خلا درونی  و روحانی است که باانواع و اقسام موارد این خلا را پر کردیم ولی مقطعی بوده است وبهترین  وماندگارترین شان مواد مخدر بود. که همه این ها وصله ناجور بود چون از جنس خودش نبود خلا  ما روحی بود جنس روح از خداوند است. بیماری اعتیاد یک استعداد مخرب است که باز دارنده  ما در مسیر بهبودی است.

شاخه های مهم بیماری اعتیاد عبارتند از:

1-وسوسه.2-اشتغال فکری.3-اجبار.4-انکار.5-توجیه.6-فرافکنی.7-تفریط.8-افراط.9-خلا روحی و...بیماری اعتیاد عدم تعادل-عمل کردن بر اساس نواقص-تاثیر پذیری-جنگیدن با خود ودیگران.

بیماری اعتیاد:بیماری است غیر قابل کنترل ویک نیروی مخرب که همه وقت سراغ (من)می اید و مرا دچار اشفتگی و جنگ درونی می کند زیرک وحیله گراست و هزار چهره دارد و از هر طریقی وارد می شود.اگر متوقف نشود مرگ اور است چون این بیماری خلا روحی است و درمان ان هم باید روحانی باشد.بیماری اعتیاد یعنی عمل کردن از روی وسوسه و اجبار بیماری است که خود به خود معلوم نمی شود و فقط از علایم ان می توان ان را شناخت یعنی در مقابل تکرار اشتباه عاجزیم.

****

هرکسی بسته به شرایطی که براش بوجود بیاد این بیماری تعریف میکنهو اکثرا هم کسایی رو بیمار میدونند که گوشه خیابان افتاده باشند.

 بیماری پر ااز نرسیدن و ناکامیو بلا تکلیفی. وقتی در این بیماری سیر میکنی یا هستی یا نیستی یا صفری یا صدو هیچ وقت نتیجه ای جز عقب گرد نداری و جالب اینجاست که فکر میکنی پیروز هستی و هیچکس موفق تر از تو نیست زمان حرکت نمیکند تو حرکت نمیکنی وباز فکر میکنی از همه جلوتری وابسته ای و نیازمند ولی فکر میکنی همه نیازمند تو هستند در این بیماری نه خودت را میپذیری نه دیگران را بلکه همه باید تورا قبول کنند
 یک قدرت محدود کننده و فریبنده.حقایق را تحریف میکندو از سوی انسان غیر قابل مقاومت یک قدرت غیر منطقی که از طریق لذت جوییو اجبار به مصرف وارد میشود ریشه ان وابستگی و ترس و هسته ان خود محوری و محصول ان تنهایی و یاس وعدم تعادل در رفتار و صد جور رفتار اشتباه.

 بیماری که فقط تنها کاری که میتونی براش بکنی اگاهی کسب کنی و دنبال کسی باشی که که زورش به این بیماری برسه و بگرد خیلیها پیدا کردند زندگی بر اساس اعتیاد هیچ پی و استخوان بندی ندارد و مطمئنا همچین چیزی به راحتی فرو میریزد چون این بیماری فقط یک فرمان میدهد عقب گرد.






 
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه